گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال
تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته
بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي
پايش روي دل جا مانده بود.
پايش روي دل جا مانده بود.

+ نوشته شده توسط h.amir در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت
1:58 |

